خانه / رمان / رمان آنلاین / رمان استاد من/پارت سیو پنج

رمان استاد من/پارت سیو پنج

خیره به لبام:
_چشم گوشی خوبه که موبایل فروشی و برات میخرم.
از قصد زبونمو‌روی لبم کشیدم:
_واقعا؟

خمار شد:
_اره بیشرف. اره هلوی من، اره زردالوی من.
غش غش خندیدم و دستو گذاشتم روی خشتکش:
_مرسی از گردوهات حاجی.

پلکش لرزیدن:
_اوف دورت بگرده این گردوها.
بلند خندیدم و دوباره محکمتر براش مالیدم که سفت شدنشو زیر دستام حس کردم.

با صدای دورگه ای گفت:
_بریم تو کلبه؟
با عشوه باس*ن تپلمو به پاهاش کشیدم و زیرگوشش گفتم:
_چرا؟

بیحال نگاهم کرد:
_حالم و خراب کردی توله تا جیغت و در نیارم اروم نمیشم.
بین پام نبض زد و زبونمو‌روی لبش کشیدم:
_فعلا که آه خودت در اومده.

گردنمو از پشت گرفت و لبامو‌به دهن کشید و وحشیانه افتادیم به جون هم. ازش سیر نمیشدم لعنتی تو هر حالتی داغ بود.

 

با شهوت و داغ کشید عقب:
_بریم کلبه ایسان طاقت ندارم بلندشو.
_کلیدشو داری؟

سریع دست انداخت سمت جیبش و با دیدن نبودن هیچ کلیدی فحش رکیکی زیر لب داد.

بدم نمیومد توی باغ باهاش بخوابم، کسی هم که بدون اجازه شاهرخ این سمت نمیومد. با کلافگی خواست بلند شه که دراز کشیدم و سرم و بردم جلوی خشتکش.

دست انداختم دکمه و زیپشو باز کردم که با ناله گفت:
_چیکار میکنی توله سگ؟

با عشوه و دریدگی زل زدم بهش:
_میخوامش!
_میخوای چیکار؟
زبونمو دور لبم کشیدم :
_میخوام دیوونت کنم عشقم.

بعد این حرفم دهنمو باز کردم و مک عمیقی زدم که پاهاش لرزیدن..

با تمام وجود براش میبوسیدم و اون انگار داشت از شدت لذت جون می داد.
یهو گردنمو‌نگه داشت و بزور فرو کرد تو دهنم و نگه داشت.

_ اوف دوست دارم ایسان دوست دارم. عاشق دهنتم دیوونم کردی.

 

وقتی انقد براش خوردم که سیر شد بلندم کرد و شلوارمو‌کشید پایین و دستی بهم کشید و گفت:
_همیشه امادست برام؟

با ناز نگاهش کردم که چکی روی صورتم زد:
_خودت امادش کردی عشقم.

صاف نگه داشت:
_بشین روش خوشگلم.

با عشوه قوسی به کمرم دادم و پاهامو باز کردم و دو طرف پاهاش و نشستم روش.

صدای خدمتکار و شنیدم و سریع ساکت شدم و شاهرخم حرفی نزد و خواستم بلند شم که بزور نگهم داشت.

اون زیر خودشو یواش تکون می داد و‌من نمیدونستم ناله کنم یا حواسم و بدم پی صدا زدنای خدمتکاره.

_اقا؟ اقا؟ اینجایین؟ اقا اگه اینجایین بیاین اقا شهیاد کارتون دارن! ای بابا پس کجا رفتن.

اب دهنمو قورت دادم و اروم گفتم:
_بزار برم.

چپ چپ نگاهم کرد: حرف نزن فقط لذت ببر.

_من میترسم ببینه شاهرخ ولم کن دیوونه.

_بشین دختر چیو بیینه اون جرئت نداره بیاد اینجا.

 

یهو کمرم و‌محکم‌نگه داشت با ترس خواستم بلند شم اما با زور نگهم داشت و ناله ی ارومی کرد.

نفسام از لذت مقطع شد و از هیجان داشتم میلرزیدم و سعی میکردم آه و نالمو خفه کنم.
خدمتکاره با ترس گفت:
_خو اقا اگه نیستی بگو دیگه.

از حرفش خندم گرفت و لب گزیدم که ادامه داد:
_من برم تا نیومد پدرم و در بیاره ماشالله اخلاقشم که عین… لااله الله.

نمیدونستم بخندم یا گریه کنم با حس نشستن دستش رو تکون خوردن شدیدش ناله ای کردم.

نفس نفس میزدیم و لش شدم روی تنش و گفتم:
_کوفتت نشه شاهی.
با خنده ی بیحال و نفس نفس گفت:
_چرا توله؟ دوس نداشی مگه؟
_اگه خدمتکاره میومد چی؟

با بیخیالی بوسه ای روی سرم کاشت و شلوارم و‌کشید بالا و گفت:
_غلط میکرد، الان همین اندازه هم اومد توی این منطقه باهاش کار دارم.

 

_ولش کن دیوونه چیکارش داری؟
بااخم شلوار خودشم کشید بالا:
_هزار بار گفتم این سمت نیاد کسی باز اومد، از کجا معلوم روزایی که من نمیدونم و نیستم بیان و سرک بکشن.

با حس کثیفی روی رونم با چندش گفتم:
_بریم بالا میخوام برم‌حموم حالم داره بهم میخوره از پاهام.

با لبخند مرموزی گفت:
_چرا عشقم؟
با حرص گفتم:
_پر از آب کوفتیه جنابعالیه گند اومدم بابا!

بلند شدم و‌خواستم راه برم اما پاهام زیر شلوارخیس و لزج بودن و با حال زاری گفتم:
_وای شاهرخ به کثافت کشیدیم من پاهام کثیف چجوری این همه راهو بیام؟

بلند شد و با خنده دست انداخت زیر کمر و گردنم و بغلم کرد. با نیش باز دستمو دور گردنش حلقه کردم:
_جوون دمت گرم شوهری.

انگشتشو که زیر پام بود تکون دادو قلقلکم داد که با جیغ خودمو تکون دادم و گفتم:
_نکن مرگ آیسان.

_پررو هارو باید قلقلک داد توله. سواری میگیری ازم؟
_زنتم بایدم سواری بگیرم، به من ندی به کی بدی؟

گازی از لپم گرفت و اخی گفتم:
_وحشی! خالی شد کمرت خیلی پر انرژی شدیا!

درباره‌ی ali aghapoor

همچنین ببینید

رمان استاد من/پارت سیو نه

  با خستگی گردنشو کج کرد و نگاهم کرد: _پدرم و در اوردی بچه. تو …

12 نظر

  1. این چه رمان مسخره ایه یه پارت ۱۰ خطی میزارین بعدش توش ۱۰۰ بار طرف میاد خودشو میماله به این و اون واقعا برا نویسنده متاسفم 😡 مگه ما علافیم که بیایم این اراجف رو بخونیم موضوع رمان خیلی جالبه ولی متاسفانه نویسنده شعورش مشکل داره این بیشتر به رمان سکس شبیهه تا یه رمان عاشقانه و جذاب از خودتون خجالت بکشین یکم به خواننده هم احترام بزارید😡حالمو بهم زدید با این رمانتون

    • خودتو اعصبانی نکن عشقم
      فعلا ک نویسنده رو زمین نیستتتتت معلوم نی کجا سیر میکنه.
      خوندن این رمان بی فایده چون.درحال حاضر الان ک این ایسان با شاهرخ راه افتادن برن تو دوباره اون واس اون یکی میماله اقا میزنه بالاااا و دوباره همهچی از اوللللللل

  2. دیگه واقعا شورش در اومد😐
    بابا فهمیدیم رابطه ها چطورین.
    بسه دیگه.این روزا هر کدوم از
    پارتای آپدیت شده رو می خونم
    محاله توشون رابطه نداشته باشن😐
    کلا دارید از موضوع اصلی خارج میشید.
    هیجان و جذابیت رمان از بین رفته با این چرندیات.
    نویسنده ی گوگولیم:
    میخوای هر هفته پارت ندی نده.لااقل روشون کار کن.
    مسیر قبلی ادامه بده.با تشکر☺💕😐•

  3. بابا جمع کنید این رمان نوشتن رو یه کم خجالت بکشید
    نویسنده ی عزیز این رمان هست یا صحنه ی درست شدن خودت

  4. یااااااااا خدااااااااا
    این دیگه چه پارتی بود

  5. ااااااههههههههههه بابا مسخره شو دراوردی بابا برو سره اصل متلب دیگه الان ۱۰پارته که داره کارای شاهرخ و ایسانو توضیح میده نمی دونم ایسان چجوری حامله نشده

  6. اقا علی نظرت چیه کلا بیخیال این رمان شی
    موندم نویسنده چی میزنه حشیش بنگ و…. چی میزنه بهش بگو ساقی شو عوض کنه زیاده تو اون دنیا سیر میکنه
    بگو بیاد زمین بخدا ما ادما بد نیستیم ک.
    خداییی تا حالااات حالم ایمقد از رمان اروتیک بهم نخورده بود

  7. داستان رمان خیلی جالب بود ولی با این صحنه های مثبت نمی دونم والا بالای چند سال دیگه ترجیح می دم دنبالش نکنم چون بدجور رمانش از چشمم افتاده

  8. این از مثبت۱۸رد کرده

  9. علی اقا پس چیشد پارت بعدی؟
    خب بزا تمومش کن دیگه

  10. علی اقا سریع پارت جدیدش رو بزار بی زحمت همش باید بگیم چرا پارت نمی زارین ، پارت جدید رو بذارین خودتون بذارین دگه حتما باید بگیم

  11. پارت جدید😑؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *